راشد الغنوشی و مبارزه در راه نهضت اسلامی(بخش پایانی)
23 بازدید
نحوه تهیه : فردی
تعداد شرکت کننده : 0
یوسف ندا از اعضای شورای مرکزی اخوان بین الملل ، سید هادی خسروشاهی ، شیخ راشد الغنوشی ، (رهبر حرکت النهضة تونس)
 
جنابعالی بعضی از تألیفات شیخ راشد را ترجمه و منتشر ساخته اید، توضیحاتی در این باره بی مناسبت نخواهد بود.

شیخ راشد علاوه بر مقالات بسیار که در جرائد تونس و دیگر کشورها منتشر شده، تألیفاتی نیز دارد که علاوه بر عربی، به زبان های: انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، ترکی و فارسی ترجمه و به چاپ رسیده است. تألیفات عمده وی عبارت است از:
 
طریقنا الی الحضاره.
نحن و الغرب
حق الاختلاف و واجب وحده الصف
القضیه الفلسطینه ...
المرأه بین القران و واقع المسلمین
حقوق المواطنه فی الدوله الاسلامیه
الحرکه الاسلامیه و مسأله التغییر
مقاربات فی العلمانیه و المجتمع، المدنی
من تجربه الحرکه الاسلامیه فی تونس
مقالات
الامام الخمینی و التجدید
الحریات العامه فی الدوله الاسلامیه
 
این ها البته بخشی از تألیفات شیخ راشد است و فقط سه چهار جلد از این کتاب ها به فارسی ترجمه و منتشر شده است. القضیه الفلسطینه و الامام الخمینی توسط اینجانب و الحریات العامه توسط جناب آقای حسین صابری ترجمه و به چاپ رسیده است...
 
روی جلد کتاب: «الحریات العامة فی الدولة الاسلامیة» اهدائی شیخ راشد الغنوشی

شیخ راشد در مقدمه چاپ اول کتاب اخیر خود که به نام «آزادی های عمومی در حکومت اسلامی» در ایران منتشر شده است، آن را به شخصیت های برجسته معاصر دنیای اسلام اهداء کرده است.

راشد می نویسد: «این کتاب را به همۀ کسانی که بر من و امت اسلامی و بشریت منت دارند و در کار اسلام و احیای حق و عدالت می کوشند، اهداء می کنم. به پیشگامان مکتب اسلام و در رأس آنان جمال الدین افغانی، محمد عبده و رشیدرضا...
و به پدران معنوی ام و پیشاپیش همه، شهید حسن البنا، مولانا ابوالاعلی مودودی، استاد مالک بن نبی، رهبر انقلاب اسلامی معاصر امام خمینی، علامه شهید محمدباقر صدر...
و به شهیدان اسلام در همه جای جهان: عبدالله عزام در جهاد با استعمار کمونیستی، علامه اسماعیل فاروقی، و مالکوم ایکس ـ در امریکا ـ، و مصطفی بویعلی، عبدالرؤف العریبی، محمد منصوری در نبرد اخیر الجزائر...
و به زندانیان اسلامگرا در تونس و الجزائر و مغرب و در طلیعه آنها: صادق شورو، علی عریض، حبیب لوز، حماد جیالی، شیخ عباس مدنی، شیخ علی بلحاج، شیخ ربانی، عبدالسلام یاسین..
و به همه آنان که مشعل اسلام را در دست و پرچم آن را بر دوش گرفته اند و با سربلندی و اعتدال، همراه با دردها و رنج های بشر امروز، این آئین را در همه جا می گسترانند و برای رسیدن به دنیایی خالی از کفر و ظلم و فقر و استبداد، تلاش می کنند...»

این خلاصه یا سطوری از مقدمه شیخ راشد بر کتاب است که نشان دهنده روح پاک و فراگیر اسلامی ـ انسانی وی می باشد... بی مناسبت نیست اشاره بشود که عمده ترین اتهام راشد الغنوشی در آخرین محاکمه که با حکم حبس ابد روبرو شد، دفاع وی از امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در نشریه «المعرفه» ارگان رسمی سازمان «الاتجاه الاسلامی» بود... و عجیب آنکه تنها سند دادگاه برای اثبات ارتباط غنوشی با ایران اسلامی، خرید تعدادی از کتاب وی: «مقالات» ـ چاپ پاریس، توسط اینجانب و سفارت ایران در واتیکان ـ بود... در صورتی که ما این کتاب را، از ناشر کتاب: «الکروان» پاریس ـ برای توزیع بین جوانان عرب مسلمان در ایتالیا و ارسال به بعضی از انجمن های اسلامی در اروپا خریداری کرده بودیم و هزینه آن هم فقط بیست هزار فرانک فرانسه بوده که ناگهان مطبوعات وابسته به آل سعود و صدام بعثی در غرب، مانند، روزنامه و مجله: الشرق الاوسط، المجله و الدستور و .. آن را رقمی معادل دویست هزار دلار نامیدند! که گویا جمهوری اسلامی برای کمک به این حرکت آن را پرداخته است... البته این ادعا کذب محض و جعل خالص بود وگرنه سند حواله بانکی ما ـ سفارت ایران در واتیکان ـ به دار الکروال فقط 20 هزار فرانک فرانسه بود.

سند دیگر دادگاه در محکومیت شیخ راشد آن بود که گویا اینجانب در یک مصاحبه مطبوعاتی در خارج، گفته بودم که شیخ راشد به جای محاکمه باید به ریاست جمهوری اسلامی تونس، انتخاب شود! این ادعا را مطبوعات تونس و همپالگی های آن در مطبوعات ارتجاع عرب به تفصیل پوشش دادند.
 
مجله هفتگی «الدستور» ارگان حزب بعث عراق، چاپ لندن: خسروشاهی سفیر ایران در واتیکان می گوید: «غنوشی سزاوار است که نخستین رئیس جمهوری اسلامی تونس باشد.»!
 
تحلیل جنابعالی از وضعیت کنونی تونس و علل آن چیست؟ و فکر می کنید که سیاست های خصمانه رئیس جمهوری فراری و دولت مردان این کشور علیه اسلامگرایان تا چه حد در بحران اخیر نقش داشته است؟

تردیدی نیست که خفقان به وجود آمده از دیکتاتوری 23 ساله ژنرال زین العابدین بن علی در کشور، به اضافه سرکوب کامل حرکت های اسلامی و دیگر مخالفان سیاسی در تونس و به قول وی دادن «پاسخ با مشت آهنین» ! سرانجام ثمره و نتیجه خود را آشکار ساخت... دشمنی با عقاید و سنت های مردم مسلمان و بدل ساختن تونس، به یک مرکز فحشاء و فساد به بهانه «ترویج توریسم» و جلب گردشگران غربی، و شیوخ نفتی خلیج فارس، به اضافه فقر فراگیر و تورم و بیکاری و گرانی، از عوامل اصلی پیدایش قیام اخیر بود...

عقده های درونی مردم مسلمان که حتی به دستور بن علی، مراسم عبادی واجب آن ها محدود شده بود و اذان از رادیو و تلویزیون، به بهانه ایجاد مزاحمت برای دیگران بویژه توریست های غیرمسلمان!، پخش نمی گردید و سلب آزادی و امنیت از افراد و گروه های معارض و از همه بدتر استمرار حکومت خودکامه وی و غارت اموال عمومی توسط همسر و اعضاء خانواده اش باعث خشم مردم گردید و مرگ یک جوان بیکار دانشگاهی که خود را به آتش کشیده بود، بهانه خوبی برای ابراز خشم و نفرت بر کل نظام و حاکمیت غیرمردمی گردید... و دیدیم که بن علی در سخنرانی اول خود، این افراد را «تروریست های نقاب زده» نامید اما در سخنرانی دوم «صدای انقلاب مردم» را مانند شاه شنید و در سخنرانی سوم اعلام کرد که در انتخابات بعدی خود را کاندیدا نخواهد کرد! و در این مسیر دهها نفر توسط نیروهای پلیس وی به قتل رسیدند، اما خشم مردم افزونتر گردید تا توانست بن علی را از کشور بیرون کند.

البته پس مانده های رژیم و بویژه اعضاء حزب التجمع الدستوری الدیمقراطی! حاکم ـ مانند حزب الوطنی الدیمقراطی مصر! ـ می کوشند که نظام را به نحوی برپا نگه دارند و «شاهپور بختیاری» از نوع تونسی آن، به عنوان موهوم به اصطلاح ایجاد دولت وحدت ملی! تلاش می کند و نیروهای امنیتی هم برای ارعاب مردم، علاوه بر قتل مردم عادی با غارت اموال عمومی و آتش زدن اماکن و محلات مردم، سعی می کنند که مردم را به سکوت وادار نمایند. اما ظاهراً نیروهای اپوزیسیون با این امر موافق نیستند ولی بی تردید هرگونه غفلتی و هرگونه سازشی، به هر بهانه ای موجب تثبیت ریشه های باقیمانده از رژیم سابق خواهد بود، بویژه که آل سعود گویا می کوشد که برای جلوگیری از گسترش دامنه اعتراض ها در تونس و سرایت آن به دیگر کشورهای عربی استبدادی با حاکمیت های مادام العمری و یا موروثی، به نحوی اوضاع را آرام و تثبیت کنند، اگر گروه های مخالف، در پشتیبانی قاطع از مردم به میدان نیایند، متأسفانه باید گفت که آینده روشنی در افق برای مردم تونس دیده نمی شود!

در چنین شرایطی، رهبری غیرسازشکار و به میدان آمدن سران سازمان های مخالف، برای تحقق و تکامل پیروزی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است... و اگر رهبران مخالف همچنان در خارج از کشور بمانند و یا اجازه ورود نیابند، مردم شجاع و مسلمان تونس، پس از مدتی و احتمالاً به دنبال سرکوب وحشیانه به دستور و حمایت حقوق بشری های امپریالیسم غربی، دلسرد و خاموش خواهند شد که امید داریم چنین نشود...
 
نهضت اسلامی تونس و استاد غنوشی در تحولات جدید تونس تا چه حد می توانند مؤثر واقع شوند؟

بی تردید نهضت اسلامی تونس، ریشه در عمق تونس دارد و چون مردم تونس مسلمان هستند و با اقدامات غیرمشروع زورگویان حاکم، پس از پیروزی بر استعمار و بیرون راندن اشغالگران فرانسوی، همواره مخالف بوده اند، ولی متأسفانه فرانکوفیل ها، مانند دیگر عناصر فرصت طلب در هر جای دیگر دنیا، بلافاصله پس از پیروزی مردم، مناصب و پست های عمده و کلیدی را اشغال کردند و مردم و رهبران اسلام گرا، عقب رانده شدند و به همین دلیل سالیان درازی حبیب بورقیبه ـ هوادار سرسخت به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و برقراری روابط با اسرائیل ـ تا 84 سالگی بر اریکه قدرت نشست و بعد از او هم ژنرال بن علی 23 سال تمام با سرکوب مردم و زندانی کردن رهبری حرکت های مخالف، اعم از اسلامی و غیراسلامی، سلطنت کرد و گویا قرار بوده که مانند حاکمان مصر و لیبی و یمن و سودان و غیره، در هر انتخاباتی شرکت کند و مانند آنها، 99% آراء را هم بدست آورد!.. اما این بار قیام مردم تونس او را ناکام نمود و بن علی مجبور به فرار از کشور گردید.

بهرحال شیخ راشد که هنوز اجازه ورود به کشور خود را بدست نیاورده است، می تواند در ایجاد تحولات مورد نظر مردم، نقش اساسی داشته باشد.. گرچه هم اکنون بقیه افراد وابسته به جنبش نهضت آزاد شده اند و در درون کشور به مبارزه برای ایجاد تحول بنیادین، علیرغم فشار باند باقیمانده رژیم بن علی، فعالیت می کنند.
 
اگر قرار باشد جریان اسلامگرای تونس حضور پررنگی در تحولات سیاسی این کشور و جهان اسلام ایفا کند، چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهد و از مواضع و رویکردهایی بپرهیزد؟

انشاء الله که رهبری حرکت اسلامی تونس خود متوجه نکاتی باشند که باید مورد توجه قرار گیرد.. ولی اشاره به این موضوع بی مناسبت نیست که با توجه به شرایط داخلی جامعه تونس و تکثرگرائی سیاسی و تعدد احزاب معارض، باید در نخستین مراحل، همه سازمان ها و گروه ها را به همکاری دعوت کند و تا آن ها، به مبارزه مسلحانه علیه نظام جدید دست نزنند به همکاری خود ادامه دهد.. و از سوی دیگر قبل از اجرای احکام اسلامی باید شرایط زندگی سالم و رفاه معقول برای مردم تونس را فراهم آورند تا زمینه برای برقراری یک نظام اسلامی عادلانه راستین فراهم آید... وگرنه گرم کردن نبرد با شعار منهای عمل، نتیجه مثبتی نخواهد داشت... ـ تندروی هایی از نوع آن چه که بخشی از افراد وابسته به نهضت الجزائر بلافاصله پس از پیروزی کاندیداهای جبهه نجات اسلامی، آن ها را آغاز کردند، حداقل در میان بخشی از مردم جامعه که با روش خاصی زندگی می کردند ـ مورد قبول نخواهد بود و در نتیجه، ثمرۀ مطلوب بدست نخواهد آمد.

اعتدال و میانه روی در امور، همانطور که سیرۀ پیامبر اکرم(ص) در آغاز از آن حکایت دارد، نکته اساسی برای موفقیت و استمرار پیروزی است... با شعارهای تند بر ضد مظاهر غیر اسلامی و یا اعدام های بی مبنا و متکی به مستندات غیرشرعی، و همچنین مصادره اموال بدون مجوز منطقی و مشروع و... نمی توان بر دل ها حکومت کرد...
 
فکر می کنید با این تحولات اخیر تعامل کشورهای غربی به ویژه فرانسه و آمریکا با اسلامگرایان چگونه خواهد بود؟

چگونگی تعامل امپریالیسم غربی و مولود نامشروع آن که به نام اسرائیل معروف است، از همان آغاز حرکت مردم تونس روشن گردید.. غرب در کلیت خود و اسرائیل بمثابه عامل نظامی امپریالیسم در منطقه ـ و در قلب بلاد اسلامی ـ از پیروزی احتمالی اسلامگرایان ابراز نگرانی کردند و حتی اعلام نمودند که نباید پیروزی انقلاب اسلامی ایران در تونس تکرار گردد!

البته اگر اعلام هم نمی کردند کاملاً روشن بود که آن ها هرگز با پیروزی اسلام گرایان موافق نیستند و روی همین اصل هم به سران احزاب و سازمان های سیاسی سکولار و ملی گرا و حتی کمونیستی تونس، که در فرانسه و بلاد دیگر به سر می بردند، اجازه ورود به کشور داده شد اما اسلام گرایان از جمله شیخ راشد هنوز موفق به دریافت مجوز: برای ورود به میهن خود نشده اند.. و این توطئه و یا اشتباه دیگری از سیاست ورزان ناآگاه غربی است که میدان را در عمل برای افراط گرایان و تندروان باز می کنند و اسلام گرایان معتدل، منطق شناس را از حق مشروع و قانونی خود ـ بازگشت به میهن ـ محروم می سازند.. البته تصور ما اینست که شیخ راشد و دیگر اعضاء وابسته به حرکت اسلامی تونس، بهر نحوی که مقدور باشد، باید هرچه زودتر به وطن خود باز گردند و در این راه از بازداشت و دیپورت! و این قبیل امور نهراسند، چراکه اداره امور و رهبری یک حرکت و نیروبخشی مردم مسلمان، از راه دور مقدور نخواهد بود.

به یاد داریم که امام خمینی(ره) وقتی که شنید غربی ها و جناب بختیار اظهار کرده اند که فعلا صلاح نیست که ایشان به ایران برگردند و ممکن است آشوب! بیشتر گردد، امام بلافاصله اعلام کردند که به وطن بر می گردند، گرچه در آن شرایط با هرگونه خطری روبرو بودند... امام بعداً در گفتگویی فرمودند: وقتی این ها گفتند که صلاح نیست من برگردم، متوجه شدم که باید هرچه زودتر برگردم! و آثار این تصمیم شجاعانه را هم البته همگان شاهد بودیم.
 
احزاب و یا گروه های اسلام گرای دیگر در تونس پس از استقلال بوجود نیامد؟

چرا، در تونس سازمان ها و گروه های اسلام گرای متعددی پس از استقلال اعلام موجودیت کردند که نخستین آن ها شاید «جماعه التبلیغ والدعوه بود که در سال 1967 میلادی توسط شیخ محمد ادریس اعلام موجودیت نمود. علاوه بر آن «حزب التحریر» نیز که هوادار احیاء خلافت اسلامی است، شعبه ای در تونس ایجاد کرد و گروهی از جوانان را جذب نمود. «الحزب الاسلامی الشوروی» ـ حزب اسلامی شورائی ـ هم در سال 1980 بوجود آمد و سپس سازمان «الجهاد الاسلامی» توسط «حبیب الضاوی» پایه گذاری شد که پس از مدتی نامبرده همراه یکی دیگر از اعضاء توسط حبیب بورقیبه اعدام شد... «حرکت الاتجاه الاسلامی» که توسط شیخ راشد و دوستانش در سال 1981 اعلام موجودیت نمود، در واقع سازمان یافته ترین و فراگیرترین سازمان های اسلامی در تونس بود که علیرغم سرکوب و اعدام و زندان و تبعید، در دوران بورقیبه و بن علی، همچنان فعال بوده و روابط تشکیلاتی آن با اعضاء خود، در داخل و خارج باقی مانده است...

این حرکت از آغاز دارای برنامه و تشکیلات کاملاً منسجم بوده و برای اداره امور کشور، با توجه به عضویت جوانان تحصیل کرده و نخبۀ تونسی در آن آمادگی کامل دارد و در میان نسل جوان مسلمان تونس نفوذ فوق العاده ای دارد و از سوی دیگر رهبر کنونی آن، شیخ راشد از عقلانیت و تدبیر ویژه ای برخوردار است و اگر بتواند به تونس بازگردد، بی شک می تواند نقش عمده ای در اصلاح امور کشور و خروج از بحران، بعهده بگیرد...
 
بحران اخیر تونس چه تأثیراتی بر کشورهای اسلامی منطقه می تواند بگذارد؟

واکنش مثبت و اقدامات مردم کشورهای منطقه در قبال حوادث تونس، نوع تأثیر قیام مردم تونس را در این بلاد نشان می دهد... و با توجه به اینکه اغلب حاکمیت های این کشورها وضع مشابهی دارند و مثلاً آقای مبارک 30 سالست که صندلی ریاست را چسبیده و آقای سرهنگ قذائی 44 سال است که خود را مالک بلامنازع لیبی می داند و یا رئیس جمهوری یمن، با تصویب قانونی!، می خواهد مادام العمر! در این مقام باقی بماند... باید منتظر قیام مردم و تغییر و تحول بنیادین در این کشورها بود... چون با زور سرنیزه می توان مدتی مردم را ساکت نمود، ولی دور کردن مردم از معتقدات مذهبی، به اضافه شیوع فقر و گرسنگی و بیکاری فراگیر، سرانجام سرنوشتی بهتر از آنچه که برای شاه و بن علی و صدام پیش آمد، برای آن ها نخواهد داشت.
و نرید ان نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. صدق الله
آدرس اینترنتی